الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

100

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و بعضى گويند : روز چهارشنبه عرفه بوده است . آنگاه ابن زياد امر كرد بدن مسلم را بياويختند و سر او را به دمشق فرستاد و اين اوّل بدنى بود از بنى هاشم كه آويخته گشت و اولين سر از ايشان كه به دمشق فرستاده شد . ( 1 ) و در مناقب است كه : سر آن دو را به همراهى هانى بن حيوه وادعى به دمشق فرستاد و آنها را از دروازهء دمشق بياويختند . و در مقتل شيخ فخر الدّين است كه : مسلم و هانى را گرفتند و در بازارها مىكشيدند خبر آنها به بنى مذحج رسيد بر اسبان خويش نشستند و با آن قوم كارزار كردند و مسلم و هانى را از آنها گرفتند . غسل دادند و به خاك سپردند رحمة اللّه عليهما و عذّب قاتلهما بالعذاب الشّديد . ( 2 ) تذييل بدان كه هانى بن عروه چنان كه در حبيب السير گويد از اشراف كوفه و اعيان شيعه بود و روايت شده بود كه صحبت نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دريافت و آن روز كه كشته شد هشتاد و نه‌ساله بود و از سخن او كه با ابن زياد گفت و پيش از اين نقل شد توان دانست جلالت و بلندى مرتبت وى را . و در كلام مسعودى گذشت كه با او چهار هزار سوار زره‌پوش و هشت هزار پياده بود . و پس از اين بيايد كه چون خبر كشته شدن مسلم و هانى به حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام رسيد إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ گفت و چند بار فرمود : رحمة اللّه عليهما . و ايضا نامه بيرون آورد و براى مردم خواند : بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد خبرى دلخراش به ما رسيد مسلم و هانى بن عروه و عبد اللّه يقطر كشته شدند . ( 3 ) و در مزار محمد بن المشهدى و مصباح الزائر و مزار المفيد و شهيد - قدس اللّه ارواحهم - در سياق اعمال مسجد كوفه به ترتيب معروف گويند : ذكر زيارت هانى بن عروهء مرادى بر قبر او مىايستى و بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سلام مىفرستى و مىگويى : « سلام اللّه العظيم و صلواته عليك يا هانى بن عروه السّلام عليك ايّها العبد الصّالح النّاصح للّه و لرسوله الى آخر » آنگاه دو ركعت نماز هديه براى او مىگزارى و دعا وداع مىكنى . و هانى - رحمه اللّه - از آنها بود كه جنگ جمل را با امير المؤمنين دريافت . و در مناقب ابن شهر آشوب است كه رجز مىخواند : يا لك حرب حشّها جمالها * قائدة ينقصها ضلالها هذا علىّ حوله اقيالها اين ابيات اشاره به شتر عايشه دارد و اينكه سران سپاه طلحه و زبير جنگ ناآزموده